معماری
سبک شناسی در معماری :
هنر و معماری در جهان پهناور اسلام دارای چهار "دبستان" یا " شیوه * " بنیادی است.البته شیوه های فرعی دیگری در برخی کشورهای اسلامی مانند اندونزی نیز قابل بررسی است.این چهار شیوه چنین هستند:
1-شیوه مصری: این شیوه از معماری کهن مصر ریشه گرفته است و در کشورهای اسلامی شرق آفریقا،مصر و سودان وکشورهای پیرامونی تا حجاز در بر میگیرد که د آنجا با شیوه شامی برخورد میکند.
2-شیوه شامی: این شیوه از هنر و معماری بیزانس ریشه گرفته و کشورهای سوریه،فلسطین،لبنان و اردن و بخشی از ترکیه را در بر میگیرد و دارای ویژگی های مشترکی با شیوه مصری است.این شیوه در عربستان با شیوه مصری در هم آمیخته شد و دستاوردهای آنها ساختمان هایی است که امروزه در مکه و مدینه دیده میشود.
3-شیوه مغربی: که شیوه بسیار پیشرفته و چشمگیر است و در بر گیرنده کشورهای مراکش امروز،الجزایر و جنوب اسپانیا میباشد.در این شیوه مسلمانان ایرانی سهم بسزایی داشته اند.شیوه مغربی یکی از شیوه های ارزشمند هنر معماری اسلامی است.این شیوه بعدها به دو شاخه شد،یکی در شمال آفریقا بر جای ماند و دیگری ذر اندلس پا گرفت.در جنوب اسپانیا،پس از گشایش آن بدست مسلمانان،ساختمانهای ارزشمندی مانند کاخ الحمرا در غرناطه ساخته شد و همه پژوهندگان باور دارند که این شیوه تاثیر بسیاری روی هنر و معماری اروپا داشته است.شاخه اندلسی پخته تر از شاخه مغربی شد.گرچه هر دو یک خاستگاه داشتند.
4-شیوه ایرانی: این شیوه از همه ارزشمندتر و گسترده تر بوده و در بر گیرنده کشورهای میانرودان(عراق)،ایران،افغانستان،پاکستان،جمهوری های فراوردی(ماورا النهر)،ازبکستان،تاجیکستان و...تا هند و اندونزی میباشد و همچنین شیخ نشینهای پیرامون خلیج فارس(همچون عمان) و همه سرزمینهایی که ایرانیان در گسترش اسلام در آن پیشگام بوده اند.
معماری گوتیک یکی از سبکها و دورههای تاریخی معماری است. این سبک یک سبک مذهبی بوده که همواره در خدمت کلیسا بوده است.
آغاز پیدایش هیچ یک از شیوههای معماری را به دقت شیوهٔ گوتیک نمیتوان تعیین کرد. هنر معماری گوتیک در میان سالهای ۱۱۳۷ و ۱۱۴۴ (میلادی) در جریان بازسازی کلیسای سنت دنیس فرانسه پا به عرصه وجود گذاشت و تا اواسط قرن شانزدهم میلادی در اروپا معمول بود.

نمونه ای از معماری گوتیک در آلمان

نمونه ای از معماری گوتیک در فرانسه
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله میتوان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفتهای علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونیهای هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعارهای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا میکند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیباییشناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
پس از سال 1960م، دو گرایش جدید پست مدرن و لیت مدرن، رخ مینمایند، هر یک دارای گرایش های مجزایی هستند، حتی ادامه تفکرات این سبکها تا سال های اخیر هم قابل پی گیری است. در اندیشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانهای به وجود می آید و دارای ظاهری عامه پسند و طرفدار عقاید جمع است. معماران این دوره که دیگر معماری مدرن را کارآمد و آرمانی نمییابند، با رجعت به گذشته و تاریخ معماری، نشانههایی را از آنها در معماری خود مورد استفاده قرار میدهند.
در معماری پست مدرن نئوکلاسیک، برنامه طرد میشود و فرم فارغ از برنامه شکل میگیرد؛ در واقع این فرمها هستند که مساله اصلی معماری را تعریف می کنند. فرمهای اسطورهای ولی بیزمان. این معماری با برداشتهای تاریخی و استفاده از الگوهای کلاسیک نظیر تقارن، تعادل، تبدیل کثرت به وحدت و... فرمهای انتزاعی را خلق میکند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده میشود. برای معمار پست مدرنیست علیالسویه است که یک کتابخانه طراحی شود یا یک موزه، یک مدرسه یا یک کارخانه، او تصویر سازی کرده، تمثیلها و استعارات تاریخی را از متن موجود برداشت میکند، به طرزی مملو از تزیینات آلی و کاربردی، سپس در نهایت، عملکرد در قالب فرمال ریخته میشود و شکل میگیرد، حتی به قیمت تغییراتی در برنامه!
اندیشه «لیتمدرن» معتقد به سادگی ناخودآگاه است؛ «معمار لیتمدرن»، واقع بین است و معتقد به هر فرمی است که حاصل آید. ساختمان حاصل از این سبک دارای فرمی تندیس گونه است، فرمی رمزآلود با تکرار فوقالعاده و خلوص! این بناها در عین سادگی، پیچیده هستند و دارای دوگانگی و اشاراتی مبهم. معماران لیتمدرن همانند اسلاف خود با تمثیل و استعاره مخالف هستند لیکن، طراحی آنها به گونهای است که با ساختمان و سازه بهمانند تزئینات برخورد میشود؛ بناهای این سبک بسیار پرزرق و برق و تکنیکی است، قسمت اعظم زیباییشناسی آنها نتیجه زیبایی ماشین است البته با تعابیری نو از آن....
در سالهای اخیر گرایشهای جدیدی را در معماری شاهد هستیم که تقریبا همه آنها منتج از این سه جریان عمده هستند که بعضی از آنها را میتوان به طور مشخص به عنوان سبکی خاص نام ببریم؛ مانند: اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماری امروز جهان به حدی است که می توان با توجه یه اندیشه، نحوه طراحی، گرایش و موضعگیری معماران نسبت به معماری، سبکی خاص را برای هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکی که برای معماری فرانک گری قایل هستیم یا سبک معماری افرادی نظیر آیزنمن و یا دانیل لیبسکیند کاملا متفاوت است و آنها را نمیتوان در یک قالب گنجاند و در عین حال نمی توان نام یک سبک خاص را بر روی آنها گذاشت بلکه هریک از آنها بر اساس اندیشه و استراتژی خود دارای سبکی منحصر به خویش هستند. البته ممکن است سبک کاری آنها توسط افراد دیگری مورد استفاده و اقتباس قرار گیرد.
در ایران نیز، علیالخصوص در دهه اخیر، رویکردهایی خاص به معماری شکل گرفته است که در نگاهی عام میتواند به صورت یک رستهبندی کلی، حضور و نوع نگاه به معماری را در بین گروههای مختلف مطرح در کشور را طبقه بندی کرد؛ طبقهبندی اینچنینی هرچند تا به حال شکل نگرفته (یا جدی گرفته نشده است!)، ولی کاملا در درک معماری و ساخت و ساز معاصر ایران میتواند راهگشا باشد.
معماران، مهندسان و انديشمندان همواره تمامي _فكر و توان خويش را در راه ساخت مسكن مناسب_ صرف كرده اند.
از همين رو روش هاي توليد مسكن و ساختمان، تهيه مصالح مناسب و ارزان قيمت و نيز حل مسايل حاشيه اي مسكن و مسايل شهري و محيطي آن مهم ترين مشكلاتي بوده كه معماران و مهندسان در اين رابطه با آن دست به گريبان بوده اند.
در پي آن نيز به دنبال پاسخ مناسب با نيازهاي مردم و هماهنگ با شرايط خاص فرهنگي و ارايه نقشه ها و الگوهايي مناسب براي اقشار مختلف جامعه بودند. اين در حالي است كه مجموع اين عوامل مربوط به دوران اول تمدن بشري بوده است.
در دوره دوم تمدن بشري يا دوره صنعت مهم ترين مساله تغيير و نوع ساخت و ساز بود به طوري كه در اين دوره مهندسان توانستند علاوه بر گسترش تكنولوژيكي و فن آوري، از طريق گسترش علوم مختلف مسايل مهم تري را پيگيري كنند و حتي بر بلاياي طبيعي نيز_ فائق آيند.
از طرف ديگر گسترش علوم و فنون موجب ارتقاي ارتفاع ساختمان ها و بلندمرتبه سازي شده است. در همين راستا صادرات و واردات مصالح ساختماني به منظور برهم زدن محدوديت تهيه مصالح و نيز افزايش مقاومت در مقابل بلاياي طبيعي مانند زلزله، گسترش پيدا كرد.
در عصر ارتباطات و در دوره سوم تمدن بشري كه اكنون در آن قرار داريم با عنايت به اين نكته كه بشر در جهت تكامل مباحث قبلي، بازگشتي به گذشته خود داشته، اصولي جديد را پايه گذاري كرده كه مهم ترين آن كاهشبارهاي مرده ساختمان و سبك تر كردن ساختمان ها و استفاده از ارتفاع به لحاظ پاسخگويي به نيازهاي بشري است كه بتواند انفجار جمعيت را تحمل كند و نيز همسان سازي قدرت علمي و تكنيكي تمامي افراد بشر به روش ترويج تجارت جهاني است.از همين رو سبك سازي مهم ترين اصل و محور مطالعات مهندسان است. تا جايي كه در محافل آكادميك گفته مي شود ژاپن موفق شده بار مرده ساختمان ها را به يك دهم كاهش دهد.
چنانچه بخواهيم سبك سازي را از جنبه هاي مختلف بنگريم،كاهش جرم سازه و در نتيجه رفتار بهتر سازه در برابر تهاجمات زلزله را در نظر بگيريم مشخص مي شود، هر چقدر جرم ساختمان را كم كنيم آسيب هايي كه از زلزله به سازه وارد مي شود به شكل چشمگيري كاهش مي يابد. بنابراين بحث استفاده از مصالح و متريال هاي سبك مانند چوب هاي صنعتي، پلي استايرن ها و... بيش از پيش جلب توجه مي كند.
علاوه بر اين در سازه هاي معمولي نيز نكاتي مورد توجه قرار گرفته كه طرح آنان خالي از لطف نيست.
در سقف هاي تيرچه بلوك كه بيش ترين مصرف را دارد حذف بلوك (كه به ميزان 15 تا 20 درصد كاهش وزن را به دنبال دارد.)
حذف بارخور كف (جهت پنهان كردن تاسيسات مكانيكي در كف مرده ساختمان) است. از طرف ديگر پيش بيني مسير تاسيسات مكانيكي و برقي از بين تيرچه هاي سقف و نيز به كارگيري مصالح سبك تر مانند چوب ها، پلي استايرن ها و بتن سبك در زمينه سبك سازي موثر است.از همين رو مي توان گفت، به كارگيري انواع چوب در اجراي ساختمان در كاهش وزن ساختمان هاي معمولي و ساخت خانه هاي كاملاً چوبي، جهت سبك سازي بسيار موثر است.
اين در حالي است كه ساخت خانه هاي چوبي گرچه مي تواند، مهم ترين بخش از كمبود مسكن ما را جبران كند، اما مشكلاتي را پيش روي ما قرار مي دهد.
فقدان نظام درست پرورش چوب صنعتي در مقياس كلان،كمبود امكانات تكنيكي و ماشيني در پرورش چوب هاي صنعتي ساختمان و نيز كمبود نيروهاي متخصص در اجراي صحيح اتصالات و ساخت خانه هاي چوبي از جمله اين مشكلات است.
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
پوشش گنبد در ایران پییشنه ای دیرینه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh و گنبد روایی پیدا کند و بخصوص در دهانه های وسیع ترجای پوشش تحت را بگیرد . قدیمیترین شکل های منحنی در پوشش زیرین چغازنبیل متعلق به هزاره دوم دیده شده است .
با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرایط خاص اقتصادی در این دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره همیشه میسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های این سرزمین هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی یافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان یک پدیده ساختاری و اقلیمی در معماری ایران به آسانی پیدا می کنند .
در متون موجود ، دیرینه ترین گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوایل ساسانی است . این گنبد در شهر فیروز آباد و به قطر ۱۰/۱۶ متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصیف شهر فیروز آباد و گنبدی که در میانه شهر برپا شده می گوید : اردشیر شهر فیروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دایره پرگار باشد . در میان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکهٔ انباشته برآورده است و نام آن ایوان کرده و عرب آنرا طربال گویند و بر سر آن دکه سایها ساخته و در میان گاه آن گنبدی عظیم برآورده و آنرا گنبد کیرمان گویند و طول چهار دیوار این گنبد تا زیر قبه آن هفتاد و پنج گز است و این دیوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظیم از آجر بر سر آن نهاده و آب از یک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر این سر بالا آورده و دو غدیر است که یکی بوم پیر گویند و دیگر بوم جوان و بر هر غدیری آتشگاهی کرده است .
در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گیرد و تکامل می یابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزیر بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گیرد .
روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورهٔ اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقیق ریاضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شیوه های صحیح صورت می گیرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتیاج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نیروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازیها از اوایل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ایران همواره ویژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه این ویژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمین همواره متفاوف می کند .
● تعریف هندسی گنبد :
در تعریف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :
۱ـ گنبد خانه یعنی زمینه گنبد
۲ـ بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
۳ـ چپیره = جمع شده
از آنجائیکه در معماری ایرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوریم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به ۸ و ۱۶ و ۳۲ و بالاخره دایره کرد .
گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به ۶ و ۱۲ و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند .
● چپیره
▪ چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود :
▪ گوشه سازی = گوشه بندی
▪ شکنج = چین و چروک
▪ گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب ۱۶ و ۳۲ و ۶۴ گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به ۶ و ۱۲ گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود مثلاً نسبت ۴ و ۴/۳ قابل تقسیم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمینه های مرسوم در معماری ایرانی را می توان به نحو مطلوب تبدیل به دایره کرد که در مباحث آینده جداگانه بررسی خواهد شد .
● گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
۱- اسکنج یا سِکُنج
۲- ترمبه یعنی جمع شده
اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .
دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .
در معماری ارمنی از این نوع گنبد زیاد به چشم می خورد . فضای زیر این گنبدها را معمولاً بزرگترین اطاق تشکیل می دهد . در خانه های روستائی نیز پوشش بزرگترین اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های ۵/۲ تا ۳ متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند
در فیلم مستند اسکیچ های فرنک گیری ساخته سال 2005 صحنه ای بسیار جالبی وجود دارد. در این صحنه، گیری قیچی به دست در حال کار روی ماکت یک پروژه است و هرازگاهی کاغذی را می برد و بر ماکت می افزاید، تا به فرم ایدال خود برسد. این صحنه برای یک لحظه بیننده را گمراه کرده که مبادا، گیری در حال طراحی لباس است تا معماری. این صحنه فیلم کیلید جواب به این سوال است که چرا فرم ساختمان های گیری بیشتر شبیه به فرم لباس است تا فرمی از ساختمانی که ما در ذهن خود داریم. شاید گیری از جمله معمارانی باشد که هم در روش طراحی و هم در خروجی کارهایش بیشترین اشتراک را با طراحان لباس دارد. ولی آیا گیری یک استثنا است یا این که نقاط اشتراک بیشتری میان معماری و طراحی لباس وجود دارد. این سوالی است که این نمایشگاه با قرار دادن معماری و فشن در کنار هم سعی در پاسخ گویی به آن را دارد. و اما شباهت ها و چه تفاوت هایی میان طراحی لباس و ساختمان چیست؟
لباس و ساختمان هر دو وسیله ای برای پوشش بدن هستند. هر دو نقشی اجتماعی دارند. و در نهایت در مدل ها و روش ساخت نقاط مشترک زیادی دارند.
شاید برای اولین بار فقط به یک دلیل انسان لباس به تن کرد و آن هم برای حفظ بدن از عوامل بیرونی مانند گرما سرماو... بود و اتفاقا به همین دلایل انسانها برای اولین بار برای خود سرپناهی ساختند تا بتوانند خود را در مقابل طبیعت خشن حفظ کنند. از این رو شاید مهمترین کاربرد لباس و ساختمان حفاظت انسان در برابر این عوامل طبیعی باشد.
لباس همواره وسیله ای برای نشان دادن جایگاه اجتماعی و حتی طرز تفکر افراد بوده است و نقش نشانه و سنبل را داشته است. در معماری نیز این سبک های مختلف معماری به عنوان نشانه وسنبل برای نشان دادن جایگاه اجتماعی ساختمان و یا صاحب ساختمان به کار می روند. معمولا عادت داریم که از روی لباس افراد درباره شخصیت او پیش داوری کنیم و یا با دیدن یک خانه سعی در به تصویر کشیدن شخصیت صاحب آن خانه را داریم. حتی اگر در بیشتر این پیش داوری ها راه به خطا ببریم باز از لباس و خانه افراد برای تشخیص شخصیت آنها استفاده می کنیم. در خیلی از موارد نیز یک فرم خواص از لباس و یا یک سبک خواص از معماری تبدیل به نشانه ای رسمی برای یک گروه و طبقه مشخص اجتماعی می شود. از اینگونه نمونه ها در تمام جوامع دیده می شود. مثال بسیار واضح و قابل لمس آن در جامعه امروز ما لباس متفاوت روحانیت از دیگر مردم و معماری متفاوت اماکن مذهبی از دیگر اماکن است.
مورد دیگر اشتراک در روش ساخت است. فرم و سبک های ساخت نیز میان فشن و معماری نقاط مشترک زیادی وجود دارد. همان گونه که در ابتدا به آن اشاره شد گیری فرد است که سبک معماری آن با سبک طراحی لباس نقاط اشتراک زیادی دارد. از این گونه اشتراکات زیاد می توان یافت. در بالای این نوشتار عکسی از نمای داخلی ترمینال بندر یوکوهاما کار FOA هست که فکر نکنم کسی باشد که آن را ببیند و به یاد چینهای دامن های پر چین نیفتد. هرکسی می تواند با کمی دقت از بسیاری از این گونه اشتراکات را کشف کند. که البته نمایشگاه Skin + Bones سعی کرده تا بهترین نمونه های آن را به نمایش بگذارد. ناگفته نماند که ایده ایجاد این نمایشگاه نیز از تشابه بسیار زیاد یک سبک طراحی لباس با سبک دیکانستراکشون معماری می آید.
و اما بین معماری و فشن چه تفاوت هایی و جود دارد. خوب اولین تفاوتی که به نظر هرکسی می رسد اختلاف در اسکیل است. جای شکی نیست که تفاوت مقیاس ساخت این دو باعث می شود خیلی از کارهایی که در طراحی لباس می توان کرد در معماری نتوان انجام داد و البته برعکس آن نیز صادق است.
تفاوت دیگر در قابلیت لمس کردن است. لباس را می توان لمس کرد ولی اکثریت افراد علاقه ای به لمس کردن ساختمان از خود نشان نمی دهند. از طرفی دیگر فرم لباس با انسان است که جلوه پیدا می کند و با نمایش لباسی که بر تن انسان نیست نمی توان به راحتی پی به فرم و حالت لباس برد. ولی هرچند معماری هم با وجود انسان است که معنا می یابد ولی فرم و شکل در معماری وابسته به وجود انسان در درون آن نیست.
ولی تفاوت عمده میان لباس و معماری در متغیر بودن فرم لباس است. یعنی وقتی که شما یک لباس را پوشیدید با وقتی که تنتان نیست فرم آن فرق می کند. حتی فرم لباس بر تن افراد مختلف نیز تغییر می یابد. در این نمایشگاه لباسی زنانه وجود دارد که وقتی روی زمین پهن می شود دایره است که در آن 3 تا سوراخ وجود دارد. ولی وقتی این لباس را در بدن مدل می بینید هرگز نمی توانید حدس زد که این لباس دارای فرمی دایره ای شکل است. این قدرتی است که فشن دارد ولی معماری از آن بر خوردار نیست. در معماری معمولا فرم ساختمان تغییر نمی کند .
خلاصه معروفترین پروژه بانکی معماری های تک :
۶سال از كاسپت تا كامل شدن (1979-1985)
10 طبقه بالا تر از سطح تراز
در اين پروژه 5 نوع فولاد استفاده شده كه اين فولادها در بريتانيا ساخته شده و با كشتي به هنگنگ حمل شده و در مجموع 30.000تن فولاد و 4500تن آلومينيم در اين بنا به كار رفته
اين بنا جايگزين ساختمان قديمي بانك هنكنگ و شانگهايي شده است ( از معدود پروژه هايي كه 1 ساختمان خوب جايگزين ساختمانهاي فر توت شده است)
هزينه پروژه 670 مليون دلار در سال 1985
آتريم مياني بانك 52 متر ارتفاع دارد .
در ژولاي سال 2004 شركت HSBCبخشي از مجموعه VICTORIA HARBOUR PLAN
كار نور پر دازي و تزئين را به عهده داشته.
استفاده بيش از 1 كيلو گرم LED نور افكن در بدنه و بالاي اين برج به كار رفته .
طراح ارشد اين بانك FENG SHUI : بوده .
بعد از نيويورك- لندن- هنكونگ بزرگترين مركز اقتصادي در دنيا به شمار مي آيد

طرح مذکور برای تامین نیازهای ساختمان اداره مرکزی بانکی که توانایی انجام خواسته های کارکردی دقیق وفنی یکی از نهادهای مهم مالی جهان را داشته باشد و در عین خال برای قرن آینده نیز مناسب باشد. تطبیق داده شده است .ساختمان اداره مرکزی شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای یکی از برجهای اداری با بلندترین ساختار فنربندی –suspension stracture – در جهان است . ارتفاع ساختمان 180 متر از روی زمین به اضافه چهار طبقه زیر زمین و در کل چهل و هفت طبقه با زیر بنای نزدیک به 100متر مربع را در بر می گیرد. برخلاف ساختارهای مرسوم به این بلندی که به هسته های مرکزی با فاطله های منظم متکی هستند سیستم منحصر به فرد ساختاری این بانک به وسیله "سر فاستر و همکاران" بعنوان معمار و" آو آروپ و شرکا " – مهندسان سازه طرح ریزس شده که پلانهایی کاملا باز را به دست می دهید . در طبقه همکف میدانی که زیر برج قراردارد با هشت دکل فلزی که وزن کل روساخت روی زمین را به صخره زیر زمین حمل و بارهای جانبی را به پی ها منتقل میکند قطع شده است.
هر دکل با فولاد انگلیسی در بریتانیا ساخته شده و به صورت قطعات آماده مونتاز با کشتی به هنک کنگ حمل شده است . این قطعات از یک دسته ستونهای فولادی چهارتایی درست شده است که می بایست با تیرهایی به مقطع مستطیل سکل به طور مفصلی در فاصله طبقات به ارتفاع 9/3 متر به هم متصل شوند . این نحوه اتصالات اثر چرخش دکل ها را درون ساختار عمودی با سختی بسیار تحمل می کند ضحامت ورق فولادی به کار رفته برای این ستونها و اندازه قطر آنها به تناسب کاهش بارهای ساختار در سطوح بالا تغییر میکند در پی ساختمان هر ستون قطری برابر 4/1 متر و ضخامتی بیش از یکصد میلی متر دارد ولی در بالای برج ضخامت ستون ها به بیست و پنج میلی متر و قطر آنها به 800 میلی متر کاهش میابد.
پلان این بانک مستطیلی در حدود 54*70 متر را می سازد که با دوردیف دکل چهار تایی که اثر ناشیاز ایجاد سه بیرون زدگی ممتد در جهت شرقی غربی را تحمل میکند تقسیم شده است در جهت عمودی ساختار این بنا با خرپاهای معلق به دهانه 6/33 متر در جهت شرقی غربی با بیش از 8/10 متر کنسول در انتهای هر یک از دکل ها حمایت می شود . کف طبقات از بتن درجا ساخته شده است و با ساختارهای فولادی ثانویه که از یکی از خرپاها به وسیله قلاب های لوله ای فولادی آویزان شده اند و به گره های مرکزی هر خرپا متصل سده و با بیش از دو ردیف قالب به هر گره بیرونی چسبیده اند حمایت می شوند. در جهت شمالی جنوبی استحکام این ساختار با بادبندهای –X-شکل به عمق دو طبقه چون پلی بین هر خرپای معلق واقع در هر انتهای ساختمان فراهم شده است و به خاطرشرایط اثتثنایی فضای آتریم بانکداری بادبند ویزه ای نیز به عمق سه طبقه در آن طبقه در آن تعبیه شده است .
بارهای قائم به بستر سنگی زیر زمین منتقل می شوند ولی بارهای افقی باد از طریق دکل ها و به وسیله دال بتنی طبقه همکف به کف زیر زمین به ضخامت یک متر انتقال مییابد این تنها نقطه ای است که در آن محدودیت بارهای جانبی در نظر گرفته شده است . بقیه نگهدارنده معمولی بنا یعنی ساختار بتنی زیر زمین مستقل از کار فولاد است.ساحل هنگ کنگ به ویزه از شرایط نامناسب زمین در مضیقه است سطح آب بالاست و بیشتر لایه های زیرین از گرانیت کاملا تجزیه پذیر است که پیشبینی رفتار آن بسیار دشوار است.
به همین دلیل ساختار زیر زمین داخل دیواری محیطی به ضخامت یک متر ساخته شده است که از25 تا 35 متری زیر بستر سنگی کشیده شده است . در پی آن نیز برای نفوذ ناپذیر ساختن آن تا حد امکان دوغاب بتن تزریق شده است . در داخل این دیوار محیطی زیر زمین از دال های بتنی مسطح چون پلی در فواصل ستونها در شبکه ای به ابعاد 2/7در 2/8 متر تشکیل میشود.
هر چهار ستونی که دکل را درست میکنند روی شمع جداگانهای از بتن مسلح مستقر شده اند که به طرف پائین و داخل گرانیت سفت با حداکثر فشار تحمل بار 500 کیلونیوتن بر متر مربع – ادامه می یابند. این پی ها با فرض افزایشی در مساحت زیر بنا به میزان 30 درصد به لحاظ تغییرات آتی در مقررات ساختمانی هنک کنگ که اجازه پیشروی در ضلع شرقی نمای بانک را می دهد طراحی شده اند.
ترتیب دکل ها رو ساخت توزیع منظم بار مرده مورد نیاز برای مقررات در برابر حرکتهای زمین ناشی از فشار سطح آب را مانع می شود. به این دلیل تکیه گاه سنگی تابت در بستر گرانیت نصب شده است تا هرگونه گرایش به بلند شدن در ساختار زیر زمین را خنثی کند .
در رویا رویی با نیازهای بانک برا ی ساختاری دست کم با طول عمر 50 سال برای کارهای فولادی رفتار ضد فرسایش مخصوصی تدوین وارائه تدوین و ارائه شده است.با به کار گیری نوعی پلیمر اصلاح شده با مخلوط ماسه سیمان که مخلوط نسبتا نفوذ ناپذیری است و پاشیدن آن همراه الیاف فولاد ضد زنگ روی کارهای فولادی به ضخامت 12 ملی متر جلو گیری از عمل فرسایش امکان پذیر شد.تدبیر محافظت در برابر آتش برای دکل ها و خرپا ها با پوشش سرامیکی و توری فولاد ضد زنگ که اطراف هر عضوپیچیده شده است و باعث میشود که به میزان دو ساعت در برابر آتش سوزی مقاومت کنند . محایبات پایداری ساختار اصلی بنا با آزمونی برای تخریب بخش های کلیدی کارهای فولادی بر اساس آزمایش هایی که در انگلستان با درست کردن مدل هایی به صورت موقت انجام گرفت تائید شده اند نیروی باد در منطقه ای همچون هنگ کنگ با تجربه دائمی توفان ها با اهمیت برای طراحی ساختار برخوردار است.کسب اصلاعات دقیق از رفتار باد برای پیش بینی اندازه و ویزگی هر نوع باد ممکن در اینده ضروری بود بدین منظور پرو فسور آلن دیو نپورت-Allen Davenport- از دانشگاه انتاریوی غربی یک سری آزمایشهای تونل باد را با به کار گیری ماکت مشابهی به مقیاس 500/1 شامل تمام ساختارهای وضع موجود و ساختمانهای اطراف و ماکت دیگری به مقیاس 2500/1 برای تحلیل اوضاع باد در سر تا سر منطقه انجام داد.. این روش جامع ترین سکل آزمایشهای تونل باد به شمار می امد که برای هیچ ساختمان دیگری انجام نشده بود.بر اساس این اصلاعات ساختار طرح برای انحرافی به میزان حداکثر 300میلی متر تحت تاثیر نیروی باد ثابت برابر مقررات محاسبه شده است. این ساختمان به دلیل در بر داشتن دو مشخصه منحصر به فرد خود کاملا آماده رویارویی با پیشرفت سریع تکنولوزیکی در محدوده صنعت بانکداری است .سیستم توزیع از طریق کف برای تمام خدمات الکتریکی ارتباط دوربرد و تهویه مطبوع و همچنین سیستم پیش ساخته رایزرهای مدولار که تمام خدمات عمودی شبکه های توزیع را در خود جا داده اند طراحی شده است.گرچه ساختمانهای دیگری با سیستم های خدمات در کف وجود دارند ولی هیچ کدام در مقیاس کاملی چون بانک هنگ کنگ نیستند. این نوع سیستم کف یازی دسترسی آسان نگهداری و تعمیرات را تامین میکند و در مواقعضروری تغییرات آنی در شیوه استقرار خدمات را میسر می سازد سیستم کف سازی پیشرفته برای بانک از نوع سبک وزن است یعنی پانل های آلومینیومی به صورت لانه زنبوری مشابه ساختی که در هواپیما به کار برده می شود هر پانل 2/1*2/1 متر است و میتواند خروجی خدمات تهویه مطبوع یا الکتریکی را نیز در بر گیرد.هر پانل کف با درز انبساط و یک تیغه لبه گیر کار گذاشته شده است که هم حرکت را آسان میکند و هم نوعی آکوستیک و مانع در مسیر جریان هوا فراهم می آورد . تایل های کف می توانند با به کارگیری هر نوع فرش لاستیکی یا سنگ مرمر صیقلی وفق داده شود که البته بستگی به موارد استفاده آنها در در قسمتهای مختلف بانک دارد .
مسیرهای قائم خدمات در دو طرف شرق و غرب ساختمان را بر عهده دارند این قطعات مدولار پیش ساخته متمرکز شده اند که تغذیه ساختمان را برعهده دارند..این قطعات مدولار که که دیزل جنراتور ها را برای تامین منبع ذخیره قدرت در خود جای میدهند تمام دستگاههای هواساز و توالتهای هر طبقه را شامل میشوند.تمامی139 قطعه که برای صابون زدن بشقابها و شیرها روی زمین کار گذاشته شده اند از نوع پیش ساخته اند . و پیش از خمل باکشتی به هنگ کنگ جهت نصب در زاپن به دستگاهای مورد نظر تجهیز شده اند اسن قطعات مولار وزنی معادل 40 تن دارند و به شکل جعبه های خر پا ی فولادی اند با 6/3 متر پهنا 9/3متر ارتفاع و طولی برا 9 یا 12 متر.
رایزهای عمودی خدمات به صورت پیش ساخته در قالب فولادی به ارتفاع دو و سه طبقه جنب این قطعات جانمایی شده اند .تمامی هشت کیلو متر قاب های رایزر ها به این روش نصب شده اند با این تدبیر بود که حداقل تعاد اتصالات در محمل لازم آمد .میزان رطوبت و گرمای هنگکنگ تهویه مطبوع کاملی را برای هر ساختمان اداری مدرن ضروری میسازد . به دلیل کمبود آب سالم آب در یا بعنوان نخستین سرد کننده در سیستم تهویه مطبوع بانک هنگکنگ و شانگهای و همچنین سیستم شستشو و تخلیه توالتها به کار گرفته شده است البته در بیشتر ساختمانهای پراهمیت همجوار دریا از همین شیوه استفاده میشود.ولی این کار ساخت تونلی برای ورود آب دریا به طول 350 متر و 75 متر زیر زمین بانک از بندرگاه و کسب مجوز برای تخلیه بعدی آن را ایجاب میکرد.تونل مورد نظر با5/5 متر قطر از میان گرانیت سفت حفاری شده است که در ابتدا و انتهای آن شافتهای عمودی 1 متری دارد .در انتهای آن که به دریا منجر میشود پمپ و تجهیزات تصفیه کافی برای رسانیدن آب دریا با دبی 1000لیتر در ثانیه تعبیه شده است آب از داخل تعدادی مبدلهای حرارتی ساخته شده با ورق تیتانیوم به زیر زمین بانک پمپاز میشود.معمولا آب دریا بیشتر به عنوان سرد کننده کنداسورها به کار گرفته میشود با این امکان که آب سرد شده به بالای ساختمان یعنی به دستگاه هواساز موضعی تعبیه شده در قطعات مدولار پیش ساخته خدمات در هر طبقه پمپاز میشود.قطعات مدولار در سمت غر ساختمان واقع شده اند. هوای تازه از میان کرکره های تعبیه شده در دیوارهای خارجی عبور میکندو به درون کویل های سرد دمیده میشودو سپس هوای مطبوع به وسیله داکتهای زیر کف در فضا توزیع میگردد.
همچنین ساختمان با هدف آوردن نور خورشید به داخل قلب برج از میان فضای آتریم بانک و به طرف پائئن یعنی به سوی میدان طراحی شده است.این موضوع به کار گذاری یکی از خصیصه های جالب تر بانک یعنی ردیفی از آیینهای معروف به سیستم تستک خورسیدی –sunscoop system- منجر شد.یکی از تشنکهای خورسیدی در بالای آتریوم و دیگری موازی با آن چشبیده به نمای خارجی ساختمان در ظلع جنوبی قرار دارد تشتک نمای خارجی حرکتهای خورشید را در طول سال دنبال میکند و نور خورسید را به عقب یعنی به ردیف آیینهای بالای سر کارمندان در طبقه یازدهم قرار دارد باز میتاباند .آیینهای داخلی که پرده منحنی پوسته ای را در تمام طول یالای تیر آتریوم تشکیل میدهند .
نوررا از میان شیشه زیر طاق به طرف پایین یعنی آتریوم و به درون میدان زیر زمین میتابانند.تاقچه قرار گیری هر یک از آیینه ها به موتور الکتریکی و کنترل کامپیوتری مجهز است و اجازه میدهد ایینها حرکتهای خورشید را دنبال کند البته هدف از این کار خنثی کردن نوسانهای روزانه شرق به غرب خورشید نیست به این معنی که همچون پیشرفت روز نورخورشید از یک طرف آتریوم پایین می آید از روی میدان طبقه همکف عبور میکند واز طرف دیگر آتریوم بالا میرود به بیان دقیق تر با تدابیری از پیش برنامه ریزی شده برای ردیف محل قرار گیری آیینه ها آیینه ها خورشید را از میان تغییرات فصلی ان دنبال میکنند .که در هنگکنگ از تغییرات موضعی 45 درجه بین نیمه تابستان و نیمه زمستان نیز فرا تر میرود . نوعی برنامه پیشرفته در این میان وجود دارد که با خورانده شدن به کامپیوتری از نوع شخصی قادر به هدایت پرتوهای خورشید در طول مسیری مشابه هر روز سال باشد این تاقچه ها هر ساعت تعدیل های ناچیزی وضع میکنند . هر actuator--اکچواتور(دستگاه خودکار مخصوصی که مقدار سنجیدهای انرزی برای عملیات مکانیسم یا سیستم دیگر تامین کند و انتقال دهد.) خطی حرکت آیینها را به میزان نیم میلی مترد ر هر دقیقه کنترل میکند وبه تنظیمی به نسبت 18000/1در موتور نیاز دارد . این برنامه برای هدایت پرتوها در مسیری است که نور بدین ترتیب نه تنها چشم کارکنان داخل ساختمان را نمیزند بلکه موانع داخلی ساختار برای رسانیدن بیشترین میزان ممکن نور خورشید به مکان نیازمند به نور نیز برطرف میشوند.

http://www.hadinoavar.mihanblog.com
در سال 1971، دو معمار جوان ايتاليايي تبار به نامهاي ريچارد راجرز ساكن انگلستان و رنزوپيانو ساكن ايتاليا، در مسابقه طرح ساختمان مركز ژرژپمپيدو در پاريس در بين 681 شركت كننده برنده اعلام شدند. نماي اين ساختمان را مجموعهاي از دودكشها، آبگردانها، لولههاي تأسيساتي و ستونها، تيرها، بادبندها، راه پلهها و مسيرهاي رفت و آمد تشكيل ميداد. اين معماران آغازگر سبكي در اروپا بودند كه به نامهاي ـ تك يا تكنولوژي بسيار پيشرفته معروف گرديد. در معماري مطرح شد.
معماران اين سبك تكنولوژي را دستاورد بزرگ مدرنيته و مهمترين عامل توسعه و پيشرفت در قرن بيستم میدانند. از نظر آنها، عصاره و مشخصه هر عصر در معماري آن دوره شكل كالبدي يافته است. به عنوان نمونه، معابد يونان باستان با آن نظم و تناسبات كامل هندسي، تبلور ذهنيت كمال گراي يونانيان باستان استو بناهاي عظيم روم باستان، نمايش قدرت امپراتوري و حكومت سزارها ميباشد و بالاخره كليساهاي سر به فلك كشيده گوتيك نمايش دهده قدرت كليسا و ذهنيت قرون وسطا است. به همين ترتيب، ساختمانهاي امروز مي بايد نمايش دهنده عصارة فكري و تكنيكي عصر حاضر يعني تكنولوژي باشد. نظريات و مباني معماري مدرن و هاي ـ تك در اصول، بسيار به يكديگر نزديك است و ميتوان گفت كه معماريهاي ـ تك فرزند خلف معماري مدرن است. ولي از نظر شكلي تفاوتهاي بين اين دو مكتب معماري مشاهده ميشود. به طور كلي ميتوان بيان كرد كه آن سادگي و بيپيرايگي كه در معماري مدرن وجود دارد در هاي ـ تك ملاحظه نميشود واگر معماران مدرن در طرحهاي خود ماشين را به نمايش ميگذارند، معماران هاي ـ تك داخل ماشيين و اجزاء آن را نشان ميدهند. ريچارد راجرز در مصاحبه خود با تلويزيون بي بي سي اين عقيده را چنين بيان ميكند:
«ايدههايي كه معماري ميكنيم، از خيلي لحاظ ريشه در باورهاي ما دارد و به اين ربط پيدا ميكند كه ما ساختمان را مثل يك كتاب بخوانيم. براي اينكه ساختماني خوانا باشد، بايد جريان ساختن آن قابل روئيت باشد. اين شيوهاي است كه ما معماري ميكنيم و احساس ما اين است كه اين كار در گذشته هم انجام مي شده است اين موضوع اصلاً تازگي ندارد، كليساهاي عظيم گوتيك مثالي بسيار روشن است. زماني كه آب از درون ناودان شرشر كنان تخليه ميشود، خيلي هيجان انگيز است. اين بسيار روشن و خيلي خوانا است. اين نوع معماري مورد علاقه من است.
علم همه ما را به هيجان ميآورد. ما معماران عقيده داريم كه قرن حاضر قرن علم است، فيلسوفان نيز همين عقيده را دارند. منظورم از علم خيلي كلي است. ما شاهد انقلابات شگفت آوري در علم بودهايم و عقيده داريم كه علم و تحقيق عملي ما را با اخنگ معماري بهتر آشنا ميكند و اين مورد علاقه ما است كه ميتوان به شكلي مفاهيم علمي را با تعبير شاعرانهاي طرح و تبيين كرد».
راجرز ميگويد:«همانند كليساهاي گوتيگ، ما ساختار را نمايان ميكنيم».
و در جايي ديگر مينويسد:« تكنولوژي به ما كنترل بيشتري عرضه ميكند و نه كمتر. ساختمانهاي آينده بيشتر شبيه روبات خواهند بود تا معبد. مانند آفتاب پرست، آنها خود را با محيط پيرامون تطبيق ميدهند«. شايد بتوان زير بناي فكري اين سبك را در جمله راجرز خلاصه كرد كه مي گويد در عصر مُدرن بايد در ساختمانهاي مدرن زندگي كرد.
برج ايفل در نمايشگاه 1889 پاريس ساختمان ايدهآل و آرماني معماران هاي ـ تك است. برج ايفل با 330 متر ارتفاع و اسكلت فلزي نمايان، نمادي از دستاوردهاي تكنولوژي در عصر مدرن است.
اصول فكري و طراحي اين سبك را ميتوان در ده مورد ذيل خلاصه كرد:
1. بينش پوزيتيويسم و خوشبيني به علم و پيشرفت علمي و تكنيكي؛
2. نمايش تكنولوژي به عنوان عصاره و دستاورد عصر جديد؛
3. نمايش پروسة ساخت؛
4. شفاف نمودن، لايه لايه كردن و نمايش حركت در ساختمان؛
5. نمايش ساختار و اجزاء درون بنا در نماي ساختمان؛
6. استفاده از رنگهاي روشن وساده؛
7. سازه و ساختار به عنوان تزئينات؛
8. استفاده از اجزاء كششي سبك؛
9. جدا كردن بخشهاي سرويس دهنده از قسمتهاي سرويس شونده؛
10. طراحي بام ساختمان به عنوان نماي پنجم ساختمان.
موضوعي كه لويي كان در دهة شصت عنوان كرد (بخشهاي سرويس دهنده ـ قسمتهاي خدماتي ـ از بخشهاي سرويس شونده ـ قسمتهاي سكونتي ـ مجزا شوند) هم اكنون يكي از موارد بسيار مهم در ساختمانهاي هاي ـ تك است.
لذا داكتها، لولهها و اجزاء تأسيساتي ساختمان و به عنوان راه پله ها از بدنه اصلي ساختمان جدا ميشوند. حسن اين كار ـ بنا به نظر معماران هاي ـ تك سهولت تعمير و نگهداري ساختمان است. به علاوه قسمتهاي سرويس دهنده كه عمر نسبتاً كوتاهي دارند (يك الي بيست سال) از قسمتهاي سرويس شونده كه عمر طولاني تري دارند(بيست الي هفتاد سال) به صورت دو قسمت مجزا از هم عمل ميكنند.
در اكثر ساختمانها، بام ساختمان به عنوان سطح پنهان و فراموش شده ساختمان فرض ميشود، ولي در ساختمانهاي هاي ـ تك ، بام سطح پنجم بنا است و كاملا طراحي ميشود. بخشهايي همچون برج هاي خنك كننده، آبگردانها، پمپهاي حرارتي، داكتها، لولههاي تأسيساتي، خرپاها، كابلهاي سازهاي و همچنين جرثقيل پاك كردن شيشهها و خرپشتتهها، همواره به عنوان بخش مهمي از ساختمان در روي بام طراحي ميشوند. طرح اين بخشها با توجه به چهارنماي ديگر انجام ميشود و در معرض ديد قرار ميگيرد.
از ديگر معماران معروف اين سبك ميتوان از نورمن فاستر، مايكل هاپكينز نيكولاس گريمشاو و سانتياگو كالا تراوا نام برد.
بر خلاف تصور عمومي، معماران هاي ـ تك به تاريخ علاقهمند هستند و خود را جداي از آن نميدانند. ولي برداشت و نگرش آنها نسبت به تاريخ به كلي متفاوت از ديدگاه معماران پست مدرن از تاريخ است. ريچارد راجرز به عنوان نظريه پرداز اصلي سبك هاي ـ تك معتقد است كه « ساختمانهاي عصر رنسانس در فلورانس شباهتي به بافت مجاور خود و معماري گوتيك قرون وسطا نداشتند، بلكه اين معماري جلوهاي از تبلور عصر جديد را نويد ميداد».
راجرز معتقد است كه « هر بنايي بايد نمايانگر زمان خود باشد». به نظر وي در عصر تكنولو ژي نميتوان در خانههاي يونان باستان و يا قصرهاي امپراتوري روم باستان زندگي كرد.
راجرز در نقد معماري پست مدرن مينويسد:« كسي نميتواند معماري را با نماد قرار دادن درخت نخل، تخممرغ، پرندگان، و نظام هندسي معيوب شده يوناني و رومي كه از مبلمان فروشيهاي چيپنديل خريداري شده، توسعه دهد. تمامي اين موارد از خاستگاه و زمينه سياسي،اجتماعي و تكنيكي خود مجزا شدهاند».
نكته جالب توجه اين كه در حال حاضر مرتفعترين ساختمان و بزرگترين فودگاه جهان توسط يكي از شاخص ترين معماران اين سبك يعني نورمن فاستر طراحي شده است. برج هزارة توكيو و فرودگاه جدید هنگکنگ.
امورزه درك کارهاي اين معماران ملاحظه مي شود كه با استفاده از تكنولوژي ، سعي درا ستفاده حداكثر از عوامل طبيعي هنچون آفتاب ، باد ، آبهاي زيرزميني و گياهان براي تنظيم شرايط محيطي ساختمان دارند. لذا در معماري جديد آنها كه به نام اكو ـ تك (اكولوژي + تكنولوژي) خوانده ميوشد ، تكنولوژي در مقابل طبيعت قرار ندارد ، بلكه در كنار و به موازت طبيعت براي بهرهبرداري هرچه بيشتر از امكانات محيطي و تأمين آسايش انسان جاي دارد.
در كارهاي اخير معماران اين سبك ، همواره در كنار عكسهاي زيباي ساختمانهاي آنها ، مقطعي از بنا وجود دارد كه در ان نحوه استفاده از عوامل اقليمي با كمك تجهيزاتي همچونه دودكشهاي هوا ، اينههاي منعكسكننده پوستههاي هوشمند ، گلخانهها ، پلههاي شيشهاي و تبادلكنندههاي حرارتي نشان داده شده اس. شكل خود ساختمان در مقطع نيز با توجه به زاويه تابش آفتاب وسرعت و جهت باد ر فصول مختلف سال طراحي شده است.
معمارانهاي ـ تك از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام ميبرند. منظور از پوست اول ، پوست بدن انسان است. در كارخهاي نورمن فاستر و رنزو پيانو پوست دوم همچون پوست اول به صورت هوشمند طراحي شده است.
همچنان كه پوست انسان در مقابل سرما ، گرماي ، رطوبت و كوران هوا را از خود عكسالعمل نشان ميدهد ، پوسته بعضي از ساختمانهاي اين دو معمار نيز در فصلها مختلف عكسالعمل مناسب در مقابل شرايط محيطي از خود نشان ميدهند. با استفاده از شيشههاي دو جداره ، كركرهها و عايقهاي حراتري متحرك ، مواردي همچون ميزان تابش آفتاب ، سايه ، كوران هوا و پرت حرارتي در طي روز و شب و در طي فصلهاي سرد وگرم سال توسط يك سيستم كامپيوتري كنترل ميشود.
راجرز از اين ساختمانها به عنوان آفتاب پرست نام ميبارد. موجودي كه خود را با شرايط مختلف محيطي تطبيق ميده. راجرز در مورد ساختمانهاي آينده چنين مينويسد:
«جهت برآورده نمودن احتياجات ساكنان بنا و حداكثر استفاده بهينه از انرژي ، بهترين ساختمانهاي آينده به صورت پويايي با اقليم مجاور خود ارتباط پيدا ميكنند...
در معماري ميكروالكترونهاي پنهان از چشم وبيوتكنولوژي جايگزين سيستمهاي مكانيكي خواهند شد....
ساختمانها ، شهر و اهالي آن همانند يك سيستم ارگانيك جداناپذير ، در زير چارچوب متحرك و متحول كه كاملاً دقيق و به اندازه طراحي شده قرار ميگيرد.به جاي تيرها ، ستونها وپانلها و ساير المانهاي سازهاي ، يك پوسته ممتد و به هم پيوسته جايگزين خواهد دش. اين روباتهاي متحرك ، با استفاده از سيستمهاي التونيك و بيوتكنولوژي ، بسياري از خصوصيات ارگانيسمهاي زنده را خواهد داشت...
در مورد سازههاي معماري ، سيستمهاي انعكاسي با استفاده از دستگاه عصبي الكترونيك ، تغييرات محيطي را احساس خواهند كرد و همانند ماهيچههاي بدن با منقبض و منبسط كردن خود، بار و نيروهاي وارده را به قسمتهاي مختلف كالبند بنا منتقل ميكنند.
امروزه خلبانهاي اتوماتيك ميتوانند تمام قسمتهاي مختلف هواپيما را به صورت بسيار دقيق و با عكسالعملي در ظرف چند صدم ثانيه كنترل كنند. اين خلبانان الكترونيك با توجه به شرايط دائماً متغير خارج وداخل هواپيما ، مستمراً شرايط ايدهآل پرواز هواپيما و آسايش مسافران را فراهم ميكند. آينده فرا رسيده شايد نام اركاني ـ ك به معناي ارگانيسم و تكنولوژي ، نام مناسبي براي اين سبك در اينده باشد.
نورمن فاستر یکي از نامآورترين معماران عصر حاضر از چهرههاي شاخص سبك اكو ـ تك است
+ نوشته شده توسط reza maboodi در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت
22:15 |